عضویت | ورود اعضا | درباره ما | H E

علی امین صادقیه
مدیر مسئول
۲۳ آذر ۱۳۹۳
دنیای پیچیده امروز «عشق هيچ‌گاه مطالبه نمي‌كند، همواره نثار مي‌كند...» دیروز، امروز، فردا تغيير روش تربيت! فانوس دريايی در محضر استاد فانفار زبون داااااااااااااغ !!!!!!!!!!! اندر حكايت به دنيا آمدن شيمي۳ كي خوش‌بخت‌تره؟ بچه‌ها متشكريم تسلیت آقا رحیم کاپشن با مهر پا به مهر بگذاريم امید ... به بهانه‌ی نمایشگاه کِرم فرهنگی مرام و معرفت عملی آيين يلدا را دوست دارم؛ چون دهن‌كجي به سياهي شبه. غزال سیاه دایره‌ای به مساحت زندگی بزرگداشت حافظ نگاهی دیگر اول مهر به نام آنکه، خنده می‌آورد به چشم‌ها، گاهی... سلام زلزله دروغ بزرگ کنکورتون به سر رسید، جشنِش به آخر نرسید!!! سلام بر استان زنجان سلام بر استان سمنان سلام بر استان سیستان و بلوچستان سلام بر استان فارس سلام بر استان قزوین سلام بر استان قم سلام بر استان کردستان سلام بر استان کرمان سلام بر استان کرمانشاه سلام بر استان کهگیلویه و بویراحمد سلام بر استان گلستان سلام بر استان گیلان سلام بر استان لرستان سلام بر استان مازندران سلام بر استان مرکزی سلام بر استان هرمزگان سلام بر استان همدان سلام بر استان یزد دقیقه ۹۰ شتر حیوان صبوری است! به‌نام آرامش‌دهنده‌ي دل‌هاي لرزان این همه هیاهو! یک مقایسه توهم چشم! یک تاریخچه‌ی مختصر قهوه تلخ یک روز بارانی دمتون گرم آدم‌ها حرکت دوچرخه شاخ کرگدن یک ارتباط دوطرفه در فانوس دریایی «عشق هيچ‌گاه مطالبه نمي‌كند، همواره نثار مي‌كند...»

تغيير روش تربيت!

يادم مي‌آيد وقتي پسرم عرفان يك‌سال‌ونيم بيش‌تر نداشت، تصميم گرفتم براي تربيت كردنش هر كاري كه امكان دارد انجام دهم. چون كم‌كم كارهايي انجام مي‌داد كه از نظر من مي‌توانست در آينده باعث نگراني باشد و هم‌چنين بسياري از وسايل خانه را گم و يا تخريب مي‌كرد. به‌طور مثال وسايل خانه‌ را به سمت اين و آن پرتاب مي‌كرد و يا خاك گلدان‌ها را روي زمين مي‌ريخت و حتي گاهي اوقات مي‌ديديم دور لبش خاكي است و مي‌شد حدس زد كه كمي از آن خاك را خورده است!

يك روز صبح كه از خواب بيدار شدم تا آماده شوم و به سر كار بروم هر چي دنبال ساعتم گشتم آن را پيدا نكردم. من هميشه آن را روي دراور مي‌گذاشتم، اما آن روز صبح آن‌جا نبود. به هر حال براي اين‌كه ديرم نشود به سرعت از خانه خارج شدم و به سر كار رفتم. بعدازظهر كه به خانه آمدم مجدد به دنبال ساعتم گشتم در همان لحظه عرفان كه هنوز نمي‌توانست كامل حرف بزند متوجه شد كه من روي دراور و كشوهاي آن را مي‌گردم، آمد جلو و شلوار من را گرفت و دست‌وپا شكسته به من حالي كرد كه ساعتم را در جايي انداخته است. «دائماً مي‌گفت خراب آشغال» وقتي با او كمي سروكله زدم من را برد كنار سطل آشغال و داخل آن را نشان داد. به من فهماند ساعت خراب بوده و آن را ديشب در سطل آشغال انداخته است. اين موضوع ادامه داشت و در روز ديگري يك تكه طلاي همسرم را در سوراخ چارچوب در انداخت. حتي گاهي اوقات دست به كارهاي خطرناكي مي‌زد مثلاً اگر كسي حواسش نبود مي‌رفت آشپزخانه و در آب‌گرم‌كن را باز مي‌كرد و سرش را به داخل آن مي‌برد و اگر كسي شير آب گرم را باز مي‌كرد با شعله‌ور شدن آب‌گرم‌كن صورتش به‌سختي مي‌سوخت. به همين دليل ما مجبور شده بوديم تا در آشپزخانه را قفل كنيم.

همه‌ي اين ماجراها باعث شد تا تصميم بگيرم به‌طور جدي به او تذكر بدهم و با زبان خودش نصيحتش كنم و حتي در صورت لازم كمي هم از خشونت به عنوان تنبيه استفاده كنم. به اين خيال كه او بايد تربيت شود. يك روز تعطيل كه با عرفان، زهرا ـ دخترم ـ و همسرم در منزل نشسته‌بوديم، عرفان همه‌ي وسايل بازيش را روي زمين ريخته بود و بازي مي‌كرد. يك دفعه بي‌هوا يكي از وسايل بازيش را به سمت صورت زهرا پرتاب كرد و باعث شد تا بيني زهرا زخم شود. شانسي كه آورديم آن وسيله به چشم دخترم نخورد. من كه فكر مي‌كردم حالا نوبت تنبيه كردن است تا او را تربيت كنم، با عصبانيت رفتم جلو و بعد از تذكر شديد رودستي جانانه‌اي به او زدم و شروع به نصيحت كردم. او بدون هيچ‌گونه واكنشي فقط به من نگاه مي‌كرد. من كه فكر مي‌كردم موفق شده‌ام تا به او بفهمانم كارش اشتباه بوده است با يك لبخند رضايت‌بخش رفتم كنار همسرم و با او مشغول صحبت شدم. در همين حين يك لحظه ضربه‌ي سنگيني را پس‌سرم حس كردم و برق شديدي از چشمانم پريد. كمي كه به خودم آمدم متوجه شدم عرفان با راكت تنيس پشت‌سرم ايستاده است. بعد از آخ‌واوخِ من، راكت را روي زمين انداخت و سريع روبه‌رويم آمد و پشت دستش را جلو آورد تا اگر خواستم مجدد تنبيه‌اش كنم. من هم كه درس خوبي از اين ماجرا گرفته بودم آرام او را روي پايم نشاندم و نوازشش كردم. اين تجربه‌ي خوبي بود تا روشم را از تذكر و نصيحت به روش مؤثرتري تبديل كنم!


لطفا نظرات خود را برای ما ارسال نمایید:

نام و نام خانوادگی:     ایمیل:

C





ثبت نام اگر قبلا عضو فار شده‌اید از اینجا وارد شوید.
C





ورود اگر قبلا عضو فار نشده‌اید از اینجا عضو شوید
اگر کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید اینجا را
کلیک کنید.
C





ارسال اگر قبلا عضو فار نشده‌اید از اینجا عضو شوید

در حال ارسال اطلاعات
تایید