حسین هاشمی طاهری
مؤلف کتاب‌های ریاضی
۱ خرداد ۱۳۹۲
دنیای پیچیده امروز «عشق هيچ‌گاه مطالبه نمي‌كند، همواره نثار مي‌كند...» دیروز، امروز، فردا تغيير روش تربيت! فانوس دريايی در محضر استاد فانفار زبون داااااااااااااغ !!!!!!!!!!! اندر حكايت به دنيا آمدن شيمي۳ كي خوش‌بخت‌تره؟ بچه‌ها متشكريم تسلیت آقا رحیم کاپشن با مهر پا به مهر بگذاريم امید ... به بهانه‌ی نمایشگاه کِرم فرهنگی مرام و معرفت عملی آيين يلدا را دوست دارم؛ چون دهن‌كجي به سياهي شبه. غزال سیاه دایره‌ای به مساحت زندگی بزرگداشت حافظ نگاهی دیگر اول مهر به نام آنکه، خنده می‌آورد به چشم‌ها، گاهی... سلام زلزله دروغ بزرگ کنکورتون به سر رسید، جشنِش به آخر نرسید!!! سلام بر استان زنجان سلام بر استان سمنان سلام بر استان سیستان و بلوچستان سلام بر استان فارس سلام بر استان قزوین سلام بر استان قم سلام بر استان کردستان سلام بر استان کرمان سلام بر استان کرمانشاه سلام بر استان کهگیلویه و بویراحمد سلام بر استان گلستان سلام بر استان گیلان سلام بر استان لرستان سلام بر استان مازندران سلام بر استان مرکزی سلام بر استان هرمزگان سلام بر استان همدان سلام بر استان یزد دقیقه ۹۰ شتر حیوان صبوری است! به‌نام آرامش‌دهنده‌ي دل‌هاي لرزان این همه هیاهو! یک مقایسه توهم چشم! یک تاریخچه‌ی مختصر قهوه تلخ یک روز بارانی دمتون گرم آدم‌ها حرکت دوچرخه شاخ کرگدن یک ارتباط دوطرفه در فانوس دریایی «عشق هيچ‌گاه مطالبه نمي‌كند، همواره نثار مي‌كند...»

به بهانه‌ی نمایشگاه

سه کودک، ۱۰ گردو نزد دَخو می‌برند و از او می‌خواهند که گردوها را به عدالت بین آن‌ها تقسیم کند. دَخو از آن‌ها می‌پرسد « عدالت آسمانی یا زمینی؟ »
کودکان پیش خود فکر می‌کنند که البته عدالت آسمانی بسیار به‌تر است و بنابراین از دَخو تقاضا می‌کنند که مطابق عدالت آسمانی گردوها را بین آن‌ها تقسیم کند.
دِخو هشت گردو به یکی از کودکان، دو گردو به دیگری می‌دهد و یک پس‌گردنی محکم به سومی می‌زند!
کودکان شاکی می‌شوند و با اعتراض می‌پرسند « این جه نوع عدالتی است؟»
دَخو پاسخ می‌دهد « آسمان هم نعمت‌هایش را به همین شیوه در سطح زمین توزیع می‌کند!»
این‌جانب هر وقت این داستانک را مرور می‌کنم، خنده‌ای توام با نفرت وجودم را فرا می‌گیرد. سوال این است که عدالت جیست؟ و آیا عدالت، مقوله‌ای تعریف‌پذیر است؟

عدالت در مفهوم کلی آن، مقوله‌ای اعتباری است. به عنوان مثال، درنظر بگیرید پسری جوان و رشید در اثر غفلت لحظه‌ای و جنونی آنی، پسر جوان و رشید دیگری را از بین می‌برد. قاضی محاکمه را آغاز می‌کند و پس از بررسی‌های لازم، حکم می‌کند که قاتل باید قصاص شود. با ارائه‌ی این حکم، مادر مقتول می‌گوید « قاضی به عدالت، حکم به قصاص نموده» و از این حکم تا حدودی دلش آرام می‌گیرد. اما مادر قاتل می‌گوید « این چه بی‌عدالتی است؟ پسرم بی‌کار بود و به دنبال کار می‌گشت ولی کاری گیرش نیامد و فشارهای زندگی در یک لحظه او را دچار جنون آنی نمود و دست به این کار غیر انسانی زد ولی دیگران هم در عصبانیت فرزندم مقصرند و باید بخشی از مجازات فرزندم به آن‌ها داده شود» ملاحظه می‌شود که در باره‌ی یک حکم، افراد مختلف به اعتبار خودشان قضاوت‌های متفاوت می‌نمایند.

انسان فطرتاً عدالت را دوست دارد اما در شناخت عدالت نیز باید عدالت به خرج داد و بدین منظور لازم است برای هر موضوعی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، ... قوانینی وضع شوند که جامعه را به طور نسبی به سمت عدالت رهنمون کنند. این قوانین هرچند هم که در ابتدا ناقص باشند از بی‌قانونی به‌تر است. به عنوان مثال، اگر قرار باشد کالایی را در شهری توزیع کنیم و قانونی برای چگونگی توزیع آن وضع نشود، ممکن است عوامل توزیع، تحت تاثیر افکار و نیات شیطانی قرار گیرند و قسمت مرغوب کالا را با قیمتی بسیار بالاتر از قیمت مصوب، برای بخش مرفه‌نشین ارسال کنند و قسمتی که از کیفیت متوسطی برخودار است با دو برابر قیمت مصوب به بخش متوسط جامعه اختصاص دهند و قسمت باقی‌مانده را با قیمتی زیرِ قیمت مصوب در بخش فقیرنشین جامعه توزیع کنند. با هر نگرشی اخلاقی، نمی‌توان گفت که توزیع این کالا، مطابق با قانونی عادلانه بوده است.

این مقدمات را گفتم تا درددلی را آغاز کنم که متاسفانه غالباً به نوعی با آن دست‌به‌گریبان هستیم.
چند سالی است که در نمایشگاه کتاب شرکت می‌کنیم و البته تمام تلاشمان را می‌کنیم تا محصولات خود را در حد بضاعتمان به مراجعه کنندگانِ محترم، معرفی کنیم. اما آن‌قدر انتظار داریم که در این تجمعِ موقتیِ فرهنگی، دست‌کم فرهنگِ عدالت‌خواهی رعایت شود. اما مشاهده کردیم و ملاحظه فرمودید که توزیع امکانات؛ مثلاً توزیع مکان و مساحت غرفه، چه‌گونه بود. البته انتظار نداریم که همه‌ی ناشرین به یک اندازه غرفه داشته باشند چرا که این نیز از نظر این‌جانب عدالت نیست. اما اگر از عوامل اجرایی بپرسند که « ملاک شما برای تخصیص غرفه چیست؟» شاید یکی از مهم‌ترین عوامل را تعداد عنوان‌های جاپ شده می‌دانند.

بسیار خوب، اصلاً محتوی به‌کنار، آیا یک کتاب ۱۰۰ صفحه‌ای با قطع ..... با یک کتاب ۵۰۰ صفحه‌ای در قطع رحلی هر دو یک کتاب هستند؟ آیا کتابی که فقط جند تا فرمول را یادآوری کرده با کتابی که هر سطر آن با وسواس و دقتی طاقت‌فرسا تولید می‌شود یک‌سان است؟ آیا یک جزوه که شامل چند آزمون از آموزش و پرورش یا مدارس دیگر هم‌راه با جواب آن‌ها یک کتاب است و کتابی هم که درباره‌ی یک مطلب علمی نوشته شده و یا کتابی درباره‌ی مشاوره دادن به دانش‌آموزان از سوی فردی که تمام تجربیات جند ساله‌اش را در آن آورده است یک‌سان هستند؟
تازه از این‌ها که بگذریم، آیا درست است که در یک تجمع فرهنگیِ موقت نیز بالانشین و پایین‌نشین داشته باشیم؟ چرا یک سالن با عرض آن‌چنانی و در مکانی که بالاترین میزان جذب را دارد فقط به چهار ناشر اختصاص داده شود و ۴۰ ناشر دیگر را در سالنی با همان طول ولی با عرضی به مراتب کم‌تر؟
این‌جانب کتاب‌های چندتا از این ناشرین محترم را شمردم ( به محتوی کاری ندارم) اگر ما ۴۰ عنوان داشتیم آن‌ها ۱۱۰ عنوان داشتند، بسیار خوب، پس باید غرفه‌ی آن‌ها سه برابر غرفه‌ی ما باشد ( با تخفیفِ اضافی حدود ۱۰ درصد) ولی سرانگشتی هم که حساب کنیدغرفه‌ی آن‌ها ۱۵ برابر ما بود. این‌جاست که وقتی این گفته را به‌یاد می‌آوریم که « هیچ شمشیری برنده‌تر از شمشیر عدالت نیست » بلافاصله این سوال پیش‌می‌آید که « چرا این شمشیر برای بعضی‌ها برندگی‌اش را از دست می‌دهد؟»


لطفا نظرات خود را برای ما ارسال نمایید:

نام و نام خانوادگی:     ایمیل:

C





ثبت نام اگر قبلا عضو فار شده‌اید از اینجا وارد شوید.
C





ورود اگر قبلا عضو فار نشده‌اید از اینجا عضو شوید
اگر کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید اینجا را
کلیک کنید.
C





ارسال اگر قبلا عضو فار نشده‌اید از اینجا عضو شوید

در حال ارسال اطلاعات
تایید