رضا سبزمیدانی
مدیر تالیف انتشارات فار و مؤلف کتاب‌های فیزیک
۳۰ آذر ۱۳۹۱
دنیای پیچیده امروز «عشق هيچ‌گاه مطالبه نمي‌كند، همواره نثار مي‌كند...» دیروز، امروز، فردا تغيير روش تربيت! فانوس دريايی در محضر استاد فانفار زبون داااااااااااااغ !!!!!!!!!!! اندر حكايت به دنيا آمدن شيمي۳ كي خوش‌بخت‌تره؟ بچه‌ها متشكريم تسلیت آقا رحیم کاپشن با مهر پا به مهر بگذاريم امید ... به بهانه‌ی نمایشگاه کِرم فرهنگی مرام و معرفت عملی آيين يلدا را دوست دارم؛ چون دهن‌كجي به سياهي شبه. غزال سیاه دایره‌ای به مساحت زندگی بزرگداشت حافظ نگاهی دیگر اول مهر به نام آنکه، خنده می‌آورد به چشم‌ها، گاهی... سلام زلزله دروغ بزرگ کنکورتون به سر رسید، جشنِش به آخر نرسید!!! سلام بر استان زنجان سلام بر استان سمنان سلام بر استان سیستان و بلوچستان سلام بر استان فارس سلام بر استان قزوین سلام بر استان قم سلام بر استان کردستان سلام بر استان کرمان سلام بر استان کرمانشاه سلام بر استان کهگیلویه و بویراحمد سلام بر استان گلستان سلام بر استان گیلان سلام بر استان لرستان سلام بر استان مازندران سلام بر استان مرکزی سلام بر استان هرمزگان سلام بر استان همدان سلام بر استان یزد دقیقه ۹۰ شتر حیوان صبوری است! به‌نام آرامش‌دهنده‌ي دل‌هاي لرزان این همه هیاهو! یک مقایسه توهم چشم! یک تاریخچه‌ی مختصر قهوه تلخ یک روز بارانی دمتون گرم آدم‌ها حرکت دوچرخه شاخ کرگدن یک ارتباط دوطرفه در فانوس دریایی «عشق هيچ‌گاه مطالبه نمي‌كند، همواره نثار مي‌كند...»

آيين يلدا را دوست دارم؛ چون دهن‌كجي به سياهي شبه.

با دور هم جمع شدن و حافظ خوندن و تخمه شكستن و لب‌خند زدن، به شب طعنه مي‌زنيم: "ديگه از اين بلندتر كه نمي‌توني بشي، از فرداشب هي كوتاه و كوتاه‌تر مي‌شي. ديدي كم آوردي؟ ديدي نتونستي ما رو بشكني؟ با همه‌ي غم‌هايي كه تو دلمون داريم، لب‌خند مي‌زنيم و با هم يك‌صدا سرود عشق و هم‌دلي مي‌خونيم."

يه شب مهتاب
ماه مياد تو خواب
منو مي‌بره كوچه به كوچه...

اما دلم مي‌خواد تو اين شب خوب به زلزله‌زدگان آذربايجان كه امسال يلداشون طولاني‌تر از هميشه ست و خونواده‌هاي بروجني كه دختراي دل‌بندشون تو حادثه‌ي تصادف اتوبوس راهيان نور كشته شدن و پدر و مادراي شين‌آبادي كه دختركان معصومشون در آتش‌سوزي مدرسه سوختند و همسران و بچه‌هاي هشت معدن‌كار طبسي كه تو انفجار معدن زغال‌سنگ‌ طبس جون عزيزشونو از دست دادن و...، بگم درد شما درد ما هم هست؛ ماهم وقتي تك‌تك اين خبرا رو شنيديم اشك ريختيم و در دل ناليديم:

از گریه‌های خسته‌ي پايیز، تر شدم
رنگش پریده شعر من از برگ‌های زرد
دل‌باخته یا رنگ! به آخر نمی رسد!؟...
این چارپاره که بندبندش گرفته درد! (۲)

اما ازتون يه خواهشي دارم، ميدونم سخته ولي رومو زمين نندازين؛ ازتون مي‌خوام امشب كنار سفره‌ي يلدا بشينين و به زندگي و اميد لب‌خند بزنين و نااميدي رو نااميد كنيد:

می‌توان در شوره‌زار زندگی
ابر شد ابیات بارانی سرود
می‌توان شمع تبسم را گرفت
طول یلدا را چراغانی نمود

می‌توان با آذر زرتشت رفت
در اوستا گردشی کوتاه کرد
کوچه کوچه گات‌ها راسرکشید
با تبسم بوی قرص ماه کرد

می‌توان درباستان بیتوته کرد
پوستین کاوه را بر بام کرد
می‌توان ابزار آهن کوب را
از درفش کاویانی وام کرد

می‌توان آزاد درس عشق داد
قصه‌ي تاریخ را بی‌باک گفت
می‌توان پشت صداقت خیمه زد
یا ز مار و قصه‌ي ضحاک گفت

می‌توان این جمله را هر جانوشت
خوبی از هر چیز دنیا به‌تراست
مهربانی رکن عشق و زندگی است
البته خوبی حدیثی دیگر است

می‌توان در کوچه‌های زندگی
با تواضع شانه‌شانه راه رفت
می‌توان تاعرش بذرعشق کاشت
ماه بود اما درون چاه رفت (۳)

«تنت گرم و دلت روشن در اين شب زمستاني»- رضا سبزميداني

۱)احمد شاملو
۲)مسعود عطايي
۳) ناهيد دلجويي


لطفا نظرات خود را برای ما ارسال نمایید:

نام و نام خانوادگی:     ایمیل:

C





ثبت نام اگر قبلا عضو فار شده‌اید از اینجا وارد شوید.
C





ورود اگر قبلا عضو فار نشده‌اید از اینجا عضو شوید
اگر کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید اینجا را
کلیک کنید.
C





ارسال اگر قبلا عضو فار نشده‌اید از اینجا عضو شوید

در حال ارسال اطلاعات
تایید